گیلیموگیلیمو
گلیم تالش و ورنی دشت مغان؛ نقش قفقاز در بافته‌های ایرانی

گلیم تالش و ورنی دشت مغان؛ نقش قفقاز در بافته‌های ایرانی

۱۴۰۵/۴/۲۵

اگر نقشه‌ی ایران را باز کنید و انگشتتان را از عنبران به سمت غرب و شمال حرکت دهید، به دو منطقه‌ی دیگر می‌رسید که هرکدام لایه‌ی فرهنگی خاص خودشان را به بافته‌های شمال‌غرب ایران اضافه کرده‌اند: تالش، با مردمی که زبان و هویتی متفاوت از همسایگانشان دارند، و دشت مغان، زمین‌های حاصلخیزی که قرن‌ها محل کوچ عشایر شاهسون بوده.

تالش کجاست و چه سنت بافندگی دارد؟

منطقه‌ی تالش، در مرز میان استان‌های گیلان و اردبیل، در دامنه‌های سرسبز و پرباران البرز شمالی قرار دارد. مردم تالش، برخلاف همسایگان ترک‌زبان‌شان در نمین و عنبران، به زبان تالشی صحبت می‌کنند؛ زبانی از خانواده‌ی زبان‌های ایرانی شمال‌غربی که هویت فرهنگی مستقلی به این منطقه داده. این تفاوت زبانی و قومی، طبیعتاً در سنت بافندگی هم رد خودش را به‌جا گذاشته؛ گلیم تالش، هرچند از نظر تکنیک پایه شباهت زیادی به همسایگانش دارد، در جزئیات نقش و ترکیب رنگ، هویت مستقل خودش را حفظ کرده.

زبان تالشی، برخلاف ترکی آذربایجانی رایج در عنبران و نمین، از خانواده‌ی زبان‌های ایرانی شمال‌غربی است؛ همین ریشه‌ی زبانی متفاوت، یکی از دلایل اصلی هویت مستقل نقش و رنگ در گلیم تالش است.

آب‌وهوای مرطوب‌تر و پرباران‌تر تالش، نسبت به اقلیم خشک‌تر عنبران و نمین، هم روی نوع پوشش گیاهی منطقه و هم به‌طور غیرمستقیم روی مواد رنگرزی در دسترس بافندگان اثر گذاشته. همان‌طور که در گلیم عنبران و گلیم‌های اردبیل هم اشاره کردیم، تنوع اقلیمی شمال‌غرب ایران، مستقیماً در تنوع رنگی بافته‌های این حوزه‌ی جغرافیایی وسیع منعکس شده.

جنگل‌های انبوه و پوشش گیاهی متراکم تالش، برخلاف کوهستان‌های نسبتاً خشک‌تر نمین، دام‌داری گوسفند را در مقیاسی محدودتر ممکن کرده؛ به همین دلیل، بافندگی در تالش هیچ‌وقت به‌اندازه‌ی عنبران، به یک هویت اقتصادی-فرهنگی غالب تبدیل نشد. با این حال، در روستاهای کوهپایه‌ای این منطقه، جایی که دام‌داری هنوز رواج بیشتری دارد، سنت بافت گلیم و پارچه‌های دستی همچنان به‌عنوان یک مهارت خانگی باقی مانده است.

نکته‌ی جالب این است که در بعضی مناطق تالش، به‌جای بافت گلیم پشمی، بافت جاجیم و پارچه‌های نازک‌تر رواج بیشتری داشته؛ این تفاوت کاربردی، احتمالاً به اقلیم گرم‌تر و مرطوب‌تر منطقه نسبت به کوهستان‌های سردتر نمین برمی‌گردد، جایی که گلیم پشمی ضخیم و گرم، انتخاب طبیعی‌تری بوده است. برای نمونه‌ای دیگر از همین گمنامی منطقه‌ای در حوزه‌ی جغرافیایی نمین، میناباد نمین؛ روستایی در سایه‌ی کوهستان اردبیل با هویت بافندگی را هم بخوانید.

دشت مغان؛ زمین‌های حاصلخیز و عشایر شاهسون

دشت مغان، در شمالی‌ترین نقطه‌ی استان اردبیل و مرز با جمهوری آذربایجان، از دیرباز محل کوچ فصلی عشایر شاهسون بوده؛ گروهی از عشایر ترک‌زبان که بین ییلاق (مناطق کوهستانی سردسیر تابستانی) و قشلاق (دشت‌های گرم‌تر زمستانی، از جمله خود دشت مغان) کوچ می‌کردند. این الگوی کوچ فصلی، دقیقاً همان ساختار اجتماعی است که در بسیاری از مناطق عشایری جنوب کشور هم دیده می‌شود، اما با زبان، رنگ‌بندی و نقش کاملاً متفاوت.

زندگی کوچ‌نشینی شاهسون‌ها، مثل عشایر دیگر ایران، گلیم را نه فقط کف‌پوش بلکه بخشی ضروری از زندگی روزمره کرده بود؛ چند کاربرد رایج آن عبارت بودند از:

  • خورجین برای حمل بار
  • پرده‌ی چادر
  • رختخواب

همگی از همین بافته‌های سبک و قابل‌تاخوردن ساخته می‌شدند. گلیم دشت مغان، به همین دلیل، تاریخچه‌ای عمیقاً به‌هم‌تنیده با شیوه‌ی زندگی کوچ‌نشینی دارد، نه یک سنت صرفاً روستایی و یکجانشین.

امروز، با کاهش چشمگیر تعداد خانوارهای کاملاً کوچ‌نشین در بین شاهسون‌ها (بسیاری در دهه‌های اخیر به زندگی یکجانشین روی آورده‌اند)، سنت بافندگی این گروه هم دستخوش تغییر شده؛ گلیمی که زمانی برای مقاومت در برابر جابه‌جایی مکرر طراحی می‌شد، حالا بیشتر برای دکوراسیون خانه‌های ثابت بافته می‌شود. با این حال، الگوهای بصری و رنگ‌بندی که از آن دوران کوچ‌نشینی به ارث رسیده، هنوز در بافته‌های امروزی این منطقه قابل تشخیص است.

تأثیر قفقاز روی گلیم تالش و مغان

نزدیکی جغرافیایی هر دو منطقه به قفقاز و مرز جمهوری آذربایجان، تأثیر مستقیمی روی زبان بصری بافته‌های این نواحی گذاشته. رنگ‌های خاکی‌تر، ترکیب‌بندی‌های هندسی با تراکم متفاوت از نمونه‌های جنوبی‌تر ایران، و حتی بعضی نقوش که در فرش‌های قفقازی (مثل نمونه‌های داغستانی یا آذربایجانی) هم دیده می‌شوند، همگی نشانه‌های این همسایگی فرهنگی‌اند.

این تبادل فرهنگی یک‌طرفه نبوده؛ قرن‌ها رفت‌وآمد تجاری و کوچ عشایری بین دو سوی مرز، به‌طور طبیعی ایده‌ها و تکنیک‌ها را در هر دو جهت جابه‌جا کرده. به گمانم این هم‌پوشانی فرهنگی، دقیقاً همان چیزی است که مطالعه‌ی بافته‌های شمال‌غرب ایران را نسبت به سایر مناطق کشور، از نظر تاریخی جذاب‌تر می‌کند؛ اینجا مرزهای امروزی سیاسی، با مرزهای واقعی فرهنگی همیشه یکی نبوده‌اند.

منطقه زبان/قومیت تأثیر اصلی ویژگی بصری غالب
تالش تالشی (ایرانی شمال‌غربی) اقلیم مرطوب البرز شمالی رنگ‌بندی متفاوت، نقش مستقل
دشت مغان ترکی (شاهسون) کوچ عشایری، همسایگی قفقاز رنگ‌های خاکی، هندسه‌ی متأثر از قفقاز
عنبران (برای مقایسه) ترکی آذربایجانی کوهستان نمین قرمز و نارنجی سوخته، نقش ریز

«تو دشت مغان، گلیم‌ها همیشه با زندگی کوچ گره خورده بودن. یه گلیم خوب باید هم سبک باشه برای جابه‌جایی، هم محکم برای تحمل سفرهای طولانی؛ این دو تا با هم راحت جور نمی‌شن، ولی بافنده‌های ماهر بلد بودن این تعادل رو پیدا کنن.» — بی‌بی گل‌سلطان، بافنده‌ی سالخورده‌ی اهل دشت مغان

گلیم ورنی دشت مغان؛ نسخه‌ی خاص این منطقه

تکنیک ورنی‌بافی، که در گلیم ورنی چیست؟ فرق آن با گلیم و گبه به‌طور کامل توضیح دادیم، در دشت مغان هم نسخه‌ی خاص خودش را دارد؛ گلیم ورنی مغان معمولاً با نقوش هندسی درشت‌تر و رنگ‌بندی خاکی‌تری نسبت به نمونه‌ی عنبرانی بافته می‌شود، ویژگی‌ای که احتمالاً از سبک زندگی عشایری و نیاز به تولید سریع‌تر برای مصرف روزمره‌ی کوچ‌نشینی نشئت می‌گیرد؛ برخلاف نمونه‌های روستایی و یکجانشین که فرصت بیشتری برای بافت آهسته و پرجزئیات داشتند.

بافتن ورنی در شرایط کوچ‌نشینی، خودش چالش عملی خاصی هم داشته؛ حمل دار بافندگی و ابزار مربوطه در طول مسیرهای کوچ، محدودیت‌هایی روی اندازه و پیچیدگی قطعاتی که می‌شد در طول یک فصل بافت ایجاد می‌کرد. به همین دلیل، ورنی‌های دشت مغان از قدیم بیشتر در قطعات متوسط و کوچک‌تر بافته می‌شدند تا نمونه‌های بزرگ و پرجزئیات که نیازمند ماه‌ها کار بی‌وقفه در یک مکان ثابت بودند.

تفاوت گلیم تالش با گلیم عنبران

هرچند هر دو منطقه در همسایگی هم قرار دارند و از نظر تکنیک بافت پایه مشترکات زیادی دارند، گلیم تالش و گلیم عنبران از دو زمینه‌ی قومی و زبانی کاملاً متفاوت می‌آیند؛ این تفاوت ریشه‌ای، در رنگ‌بندی و ترکیب نقش هم خودش را نشان می‌دهد. برای آشنایی کامل با ویژگی‌های خاص گلیم عنبران و مقایسه‌ی مستقیم آن، به گلیم عنبران و گلیم‌های اردبیل؛ هویت بافته‌ای گمنام شمال‌غرب ایران مراجعه کنید.

اگر می‌خواهید گلیم تالش را از گلیم عنبران تشخیص دهید، فقط به رنگ نگاه نکنید؛ به تراکم نقش و ترکیب هندسی هم توجه کنید، چون رنگ به‌تنهایی، به‌خاطر تأثیر مشترک اقلیم شمال‌غرب، همیشه شاخص قابل‌اعتمادی نیست.

سوالات متداول

گلیم تالش چه فرقی با گلیم عنبران دارد؟
گلیم تالش از زمینه‌ی زبانی و قومی متفاوتی (تالشی) می‌آید و رنگ‌بندی و نقش مستقل خودش را دارد، در حالی‌که عنبران به فرهنگ ترکی آذربایجانی تعلق دارد.

دشت مغان کجاست؟
دشت مغان در شمالی‌ترین نقطه‌ی استان اردبیل، در مرز با جمهوری آذربایجان قرار دارد.

چرا گلیم دشت مغان با فرهنگ عشایری گره خورده؟
چون عشایر شاهسون قرن‌ها بین ییلاق و قشلاق کوچ می‌کردند و گلیم بخشی ضروری از وسایل کوچ آن‌ها بود.

آیا ورنی مغان با ورنی عنبران فرق دارد؟
بله؛ ورنی مغان معمولاً نقوش درشت‌تر و رنگ‌بندی خاکی‌تری دارد، متأثر از سبک زندگی عشایری منطقه.

ک

نویسنده مقاله

کارن آهنگری

بنیان‌گذار و مدیرعامل گیلیمو

کارن آهنگری، بنیان‌گذار و مدیرعامل گیلیموست. ایده‌ی گیلیمو از دیدن سهم بالای واسطه‌ها از دسترنج بافندگان روستای عنبران در نمین اردبیل شکل گرفت و با هدف اتصال مستقیم بافندگان به مشتریان راه‌اندازی شد؛ گیلیمو به‌عنوان برترین استارتاپ اجتماعی کشور شناخته شده است.

مشاهده اینستاگرام ←

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید